العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

10

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

خوش آمده را و معلوم است كه چنين نيست و آنگه رازى گفته : دو : ابو هاشم و ابو القاسم بلخى گفتند : رواست كه چشم زخم درست باشد و معناش اين باشد كه چون شور چشم از چيزى كه ديده خوشش آيد مصلحت تكليفش بايست كند كه خدا آن شخص يا آن چيز را آفت زده كند تا وى بدان دل نبندد ، و اين دگرگونى نشدنى نيست ، و باز دور نيست كه اگر در حال به ياد پروردگارش افتد و از او خواهش كند مصلحت بگردد و خدا بدان آفت نزند و چون اين شيوه پياپى است از اين رو گفتند : « العين حق » . سوم : گفته حكماء است كه اين سخن بر اين پايه است كه شرط اثر بخشى همين كيفيات محسوسه گرمى و سردى و ترى و خشكى نيست بلكه بسا اثر نفسانى محض است كه بنيروهاى تن وابسته نيست چنانچه تخته كم‌پهنا اگر روى زمين باشد آدمى تواند بر آن راه رود و اگر روى دو ديوار بلند باشد نميتواند و مىافتد براى ترسى كه بر او چيره گردد پس اثر نفسانى هست . و چنانچه اگر آدمى بپندارد فلانى آزار بخش است خشم گيرد و داغ شود بر اثر همين تصور نفسانى و چنانچه بمحض تصور تن خودش دگرگون گردد ، دور نيست كه اثر برخى نفوس به ديگرى هم برسد و اثر بخشى نفس بر ديگرى نشدنى نيست و چون گوهر نفوس از هم جدايند رواست كه برخى از آنها در تن جاندار ديگر اثر گذارند به شرط اينكه آن را بيند و از آن خوشش آيد . و ثابت شد كه چشم زخم مانع عقلى ندارد ، و تجربه و نصوص نبويه هم بر اثر آن گواهند و آنچه قدماء مفسران در تفسير اين آيه بر آن اتفاق دارند از چشم زخم سخن درستى است و ردش روا نيست . قول خدا تعالى « بخيالش ميرسيد » طبرسى در ( ج 7 ص 18 ) مجمع گفته : يعنى به خيال موسى ميرسيد ، و گفتند : يعنى به خيال فرعون ميرسيد ، و ميديد كه ريسمانها و چوبها شتابانند و چون مارها ميجهند و آن را خيال افكنى تعبير كرده براى